Saturday, September 8, 2012

Die schöne Stadt


شهر زیبا
میدان های قدیمی
در سکوت آفتاب تابیده‌ای
پرعمق تنیده در آبی و طلا.
راهبانی نجیب
زیر سکوت مرطوب درخت های بلوط
در شتاب.

بیرون از کلیساهای تابان و خاکستر رنگ
تصویرهای ناب نگاه خیره‌ی مرگ
لباس های زیبا از دست شاهزادگانی ممکن
تاج های پر زرقِ درون کلیساها.

دانه‌ها در فواره‌ای غوطه می خورند.
پنجه‌گل‌هایی تهدید شده به دست درختان.
پسرها سرگشته از آرزوها
کنار فواره در عصر
آرام بازی می کنند.

دخترانِ جوان کنار گذرگاه
به طربناکی حیات، محجوبانه چشم دوخته اند.
لب‌های مرطوبشان می لرزد
و درب گذرگاه، ایستاده انتظار می کشند.

ارتعاش پرتقلای صدای ناقوس
زمان رژه و زاری ساعت ها.
غریبه ها به صدای قدم ها گوش می سپارند.
بالا درون آبی، صدای ارگ هایی که می‌غرند.

سازهای تابان در خواندنند.
درون قاب های پربرگ باغان
قهقه زنان نیکو موج می زند.
مادران کم‌سال آرام می خوانند.

نفسی پنهان کنار پنجره هایی شکوفا
بوی عود، قیر و یاس.
پلک های خسته‌ی نقره‌فام
میان گل های کنار پنجره می لرزند.


گئورگ تراکل