سرگشتهگی
دکانهای بسته.
آردِ پاشیده به روی پیادهرو
کیسه های شن، به دست سرپناهی تلانبار
با آستینهایی بالازده،
غمگین پشت درب دروازه می نشیند.
فوجی از پرستوها برفراز پرواز می کنند.
سایه هایی که از صورتش عبور می کنند.
خم می شود و گل ها را جمع می کند.
حلقه گلی درست می کند.
آیا آن را خواهد پوشید؟
یانیس ریتسوس