Showing posts with label سیلویا پلات. Show all posts
Showing posts with label سیلویا پلات. Show all posts

Thursday, November 1, 2012

April 18

18 آوریل
لجن‌زار تمام دیروزهای من
درون جمجمه‌ی پوک‌ام گندآب می‌شود

و اگر شکم‌ام
به خاطر هر پدیده‌ی توضیح‌پذیر
مثلن از یبوست یا که از بارداری‌یی به هم بپیچد

یا که به‌خاطر خواب
مثل ماهِ پنیرِ سبز
که به‌خاطر خوراک
مثل برگ‌هایی بنفش غذا خوردن
که به‌ خاطر این‌ها

تو را به یادنخواهم ‌آورم

و دیروز در چند گامی‌ِ مرگ‌بارِ علف‌ها
در چند فضایی از آسمان و در فراز درختان

آینده‌ای از کف رفت
آنقدرها ساده و بازنیافتنی
که توپِ تنیسی در سپیدیِ صبح


سیلویا پلات

Sunday, July 1, 2012

Mirror

نقره فام و دقیق هستم. تعصب ندارم.
هر چه ببینم سریعن می بلعم
همانطور که هست، بدور از غباری از دوست داشتن یا نداشتن.
بی رحم نیستم، تنها صادقم-
چشم خدایی کوچک، چهار گوش.
بیشتر وقت ها بر دیوار روبرو در خیالم.
صورتی رنگ است و پر خال. خیلی وقت است نگاهش کرده ام
به خیالم قسمتی از قلب من است. ولی سو سو می کند.
صورت ها و تاریکی بارها و بارها جدایمان می کنند.
.
حالا یک دریاچه ام. زنی به رویم خم می شود
وسعتم را می کاود برای آنچه واقعن هست.
بعد رو به آن دروغگو ها می کند، شمع ها یا ماه.
پشتش را می بینم، و این انعکاسی از رو راستی است.
او با اشک، و با تحرک دست هایش به من پاداش می دهد.
برایش مهمم. او می آید او می رود.
این صورت اوست که هر صبح جای تاریکی می شیند.
در من او دختری جوان را غرق کرده است
 و در من پیر زنی
مثل یک ماهی سهمناک به سوی او بلند می شود.

سیلویا پلات