الهیات قائم-موشک:
۱. همانا کَفَر
همان cover انگلیسی و leithia یونانی است: پوشانندگی و مستوری. و حقیقت به
نزد هایدگر از کفر به درآمدن، کشف شدن و عیان شدن: discover و aleithia.
۲. در بازی
قائم - موشک انگار به هنگام پنهانی جایی عمودی میایستید و به هنگام آشکارگی مثل موشک
حرکت میکنید در افق.
ساکن بودن و جایی ایستاده بودن پنهان بودن است و جاری و
ساری بودن به چشم آمدن و لو رفتن. گویی هرآنچه قائم است و پنهان پایدار است در زمانه.
و حقیقت فروریختن و جاری شدن این قائمیت و پایداری است: جمله معروفِ "ذات حقیقت،
حقیقت ذات استِ" هایدگر، نیز ناظر به همین نکته است، زیرا ذات به خود قائمیت است
و حقیقت لحظهی مشاهدهی به حرکت افتادن و بیذات شدن آنچه پیشتر ذات بوده: ظهورِ
باطن. در سنت فلسفی (متافیزیک) ذاتِ حقی هست (برای شناختن) و در هایدگر حقِ ذات (عملیات
شناختی که منوط به پدیداری است). از منظر هایدگری بیذات شدن هر ذات برای وجودشناسیِ
موجودترین موجود بلحاظ دینی عین کفر است (آتئیسم هایدگری: کفر به معنای چشمپوشی از
ذات خدا)، اما از دید فلسفی یا متافیزیکی، فلسفهی هایدگر خود به تمامی میشود نمود
علم الهیات: خداشناسی و تئولوژی چرا که پنهانترین پنهان خداست و پدیدارشناسی هستی
یعنی به اجرا درآمدنِ حق (هستی برای هایدگر): حقیقتی که از کفر بیرون آمدن خواهد بود.
۳. آیا باید
ایمان بیاوریم؟
پ. ن. برای من بدیهی شده که نه. بازی قائم موشک بسیار مهیج
است (و دقایق و نکات ظریف و سرگرم کننده بسیار در آن هست)، اما نهایتاً یک بازی است.