Friday, December 14, 2012

Dancer In the Dark


ترجمه‌هایی که می‌نویسند ام

«بر کدام لعن است وقتی که سکوت می‌کند و هیچ نمی‌توانی گفت. نگاه می‌کنی تا کلامی زبان آورد. مدام گوش می‌دهی تا حرفی بزند که تا تو تکرارش کنی. آن‌قدر حرف‌های او را حرف می‌زنی که حرف‌هایت باشند. در ول‌وله‌ای از تکرار رقصان آواز می‌خوانی که دیگر این سرور ازآن توست. این طنینی که تکرار کنان فضا را دور می‌زند تو هستی. توانسته‌ای این لعن آسمانی را خندیده باشی و با او... او، وای به وقتی که سکوت می‌کند و از رنج می‌میری.»



من اما برای چیزی که ازآنِ خود می‌کنم باز در تاریکی می‌رقصم.


فرهاد.